تبليغاتX
زندگی امروزی ندا

زندگی امروزی ندا

فقط براي خودم

شب يلدا و جشن های دی ماه

شب قبل از فرا رسيدن نخستين روز دی ماه درازترين شب سال است و به آن شب يلدا يا شب چله می گويند. دی ماه را ايرانيان باستان خورماه نيز می گفتند. نخستين روز آن خرم روز است. اين روز و اين ماه هر دو به نام اهورمزدا نام گذاری شده بنابراين روز اول دی جشنی بزرگ است.
مراسم شب چله خانوادگی برگزار می گردد و هنوز همه مراسم آن پابرجاست. در اين بلندترين شب سال افراد دور و نزديک در منزل بزرگ خانواده گرد می آيند و با خوردن ميوه و آجيل شب را به شادی می گذرانند. خوردن هندوانه، خربزه، انار، سيب، و به و نيز انواع خشکبار، به خصوص آجيل شيرين و تخمه بو داده شور، در اين شب معمول است. يکی دو روز قبل از فرا رسيدن شب چله مردهای جوان خوانچه های آراسته ميوه را به خانه نامزدهای خود می فرستند و خود به مهمانی خانه عروس می روند. خانواده دختر نيز لباس و پارچه نبريده به جان آن هديه می فرستند.
خوانچه طبق مستطيل شکل چوبی است که روی آن را با سفره قلمکار يا ترمه می پوشانند و بر آن ظرف های بزرگ ميوه را، پيچيده در زرورق های رنگين و آراسته با گل و نوارهای مواج، می چينند. اين خوانچه را بر سر می گذراند و گاه چند مرد که هريک خوانچه ای بر سر دارند در پی يکديگر راهی خانه عروس می شوند. گرد آمدن شب چله دور کرسی با نقل خاطرات شيرين و خواندن کتاب های داستانی تا ديرگاه شب ادامه می يابد. در اين شب خوردن برف و شيره نيز معمول است.
بنابريک سنت ديرين، در نخستين روز دی ماه هر سال، پادشاه از تخت شاهی به زير می آمد و با جامه سپيد در صحرا بر فرشی سپيد می نشست. دربان ها و نگهبانان را مرخص می کرد و بارعام می داد. نيز با دهقانان و برزگران بر سر يک سفره می نشست و ايشان را برادر می ناميد و از غذای ايشان می خورد. اين جشن را نود روز نيز می گفتند زيرا ميان آن تا نوروز نود روز تمام فاصله است.
در روزهای هشتم، پانزدهم و بيست و سوم اين ماه نيز تطابق نام روز و ماه را جشن می گرفتند و معتقد بودند که آسمان در يازدهمين روز ماه دی آفريده شده است. سير سور يا جشن سير در روز چهاردهم دی ماه برگزار می شد. شانزدهمين روز دی ماه که به ايزدمهر منسوب بوده جشن و مراسم خاصی از شادخواری و شادکامی و رقص و موسيقی برپا می شده است. در افسانه های مربوط به اين روز اغلب از گاوی سخن می رود که فريدون با شير او پرورده شد. اين گاو برمايون نام دارد و احتمال داده اند که به معنی گاو پرمايه باشد. مناسبت جشن روز شانزدهم دی ماه را باز گرفتن فريدون از شير گاو و رها شدن گاوهای ايرانيان به وسيله فريدون از بند ضحاک گفته اند. آمده است که در شب اين جشن در آسمان گاوی از نور آشکار می شود که شاخهای او از طلا و پاهايش از نقره است. اين گاو گردونه ماه را به دنبال می کشد و حدود يک ساعت در آسمان می ماند. هرکس آن را ببيند و آرزويی کند، آرزويش برآورده خواهد شد.
در اين روز مردم برای تبرک، شير گاو می نوشند و معتقدند هرکس در بامداد اين روز پيش از سخن گفتن به بخورد و ترنجی را ببويد آن سال را به خوشی و در نعمت خواهد گذراند و از خشک سالی و بيچارگی و بدبختی در امان خواهد بود. باز برخی از ايرانيان معتقد بودند که در اين روز ضحاک جمشيد را کشت و براثر آن بر خانه های مردم بلا باريد. از همين رو، برخی از جوانان تمام شب بيدار می ماندند، به درخانه های مردم می رفتند، در می کوفتند و با آوازخوانی بلا را از صاحبان خانه بر می گرداندند. صاحبان خانه در را بروی آنان می گشودند و با آجيل و شيرينی از آن ها پذيرائی می کردند.
بنابر افسانه ای ديگر، جمشيد در اين شب پری زيبای رنگارنگی را ديد که بر گاو سپيدی سوار بود و دسته ای گل سوسن در دست داشت و گاه گاه آن را می بوييد. گاو از هفت فلز ساخته شده بود. زر، سيم، مس، قلع، آهن، سرب و روی. آن پری نام يکايک آدميان را بر زبان می آورد و صفات ايشان را بر می شمرد آنگاه از نور و روشنايی وجود خويش آن ها را بهره ور می ساخت. جمشيد از پری پرسيد " توکيستي؟" پری گفت " من بخت هستم و وجود خويش را بين مردم تقسيم می کنم." آنگاه از نظر پنهان گشت.
مراسم شب يلدا مراسمی بسيار کهن و مربوط به دوران پيش از زرتشت و شب زاده شدن ايزد مهر است. چه، اگر بتوان در طی سال شبی را در نظر گرفت که در آن ايزد مهر- ايزدی که خورشيد گردونه اوست- متولد شود، بايد آن شب در تاريکی و درازی از تمام شب های سال ممتاز باشد و چنين شبی همان شب يلدا ست. قرينه اين امر آن است که يلدا کلمه ای سريانی و به معنی " ميلاد" است. هنگام رواج آئين مهر در اروپا، مراسم شب يلدا با شکوه تمام برگزار می شد. هنگامی که مسيحيت، پس از کشتار بی رحمانه پی روان مهر، در اروپا رواج يافت، اوليای دين جديد پی بردند که برانداختن برخی سنت های آئين مهر ناممکن است و ياد آن هم چنان در خاطر مردم زنده خواهد ماند. از اين روی شب ميلاد ايزد مهر را به ميلاد مسيح بدل کردند که در ۲۵ دسامبر برگزار می شود. فاصله مختصری که ميان اين دو جشن وجود دارد بر اثر اشتباه محاسبه در تقويم پديد آمده و ميلاد مسيح همان شب يلدای پی روان مهر است که در ايران نيز گرامی داشت آن با رواج دين زرتشت نيز از ميان نرفته و هنوز هم مردم بی آن که علت آن را بدانند، آن شب را بزرگ می دارند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 21:57  توسط ندا امامی  | 

بی جنبه ها

من در این جا دوست ندارم چیزی رو سانسور کنم. هیچ کامنتی رو حزف نمی کنم.
ولی شما بیاین این کامنتها را ببینید چقدر بی جنبه هستند این جوونای مذکر مملکت

خب من تحملش رو دارم . .. بزار ببینم بعدش چی میشه

برای همین کامنتها بازه . . . هر چی می خوای ینویسین شاید تخلیه بشین



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 10:22  توسط ندا امامی  | 

جووونمی فیتیله

خب دارم یواش یواش عادت می کنم که هر دو ماه یک بار یک هفته تعطیلی داشته باشم. خصوصا که این تعطیلی در فصل بهار و تابستان باشد که شنا حالی دیگر دارد . . .
راستی کسی میتونه منو در عکس های اینجا شناسائی کنه؟
http://funtasticus.com/20080418/beach-girls-continued/
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 11:56  توسط ندا امامی  | 

چه کیفی داره

نمی دونید این بخش نظرات خصوصی چه کیفی داره . . . وقتی یکی زار میزنه که باهام تماس بگیر . .التماس میکنه براش یک اس ام اس بفرستم . . . دستی به موهام می کشم . . . کله مبارکم را تکون میدهم و بعد کلی کیف می کنم . . . چه آدمهای صعیفی هستند . . . تا اسم دختر میاد . . همه اش به فکر قد و بالا و جزئیات دیگر می افتند.
فعلا حس نوشت نیست بهتره اینو بخونید:
لوا خانوم خوشگله نوشته:
من از سوتین متنفرم. خب به درک که سینه‌ها پخش می‌شه. من راحتم. به نظر من سوتین‌‌ها زجرآور ترین اختراع تاریخ بشریت بودن. از شکنجه تا دم مرگ بردن بوسیله تو آب انداختن هم بدتر. اصلا چه معنی داره آدم بخواد یه بخش بدنش رو همینطور صاف بکشه بالا که برجسته به نظر بیاد. (‌فرض کنید یه شورتی بود واسه آقایون که عوض شریفشون رو همینطور همه روز صاف بالا نگه می‌داشت). شاید واسه همینه که من در شش سال گدشته فقط دوتا سوتین خریدم اونهم واسه اون سرکار رسمی که داشتم. تازه خودم هم پولش رو ندادم. کادو بودن.

-----
میگم ها، اگر یه کمپنی چیزی درست کنیم که ما از سوتین متنفریم، سه سوت میلیون ها امضا جمع میشه. چون فکر کنم همه مردها این تومار رو امضا کنند چونبهتر میتونن چشم چرونی کنن.
خوبه که من خیلی با این موضوع مشکلی ندارم. اونهایی که سایزشون کم یک بالاست براشون دردسره.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 12:45  توسط ندا امامی  | 

نمکدون جدید

چه عکس هائی داره

این کشف منه . . بنویسید به نام من کاشف
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 22:2  توسط ندا امامی  | 

تنبلی

تنبلی کار زشته
تنبل همیشه خوابه
جاش توی . . . . .
ولی من اصلا وقت نمی کنم تو رختخواب بمونم. همه اش میدوم میرم سرکار، برگردم خونه و دیگر هیچ!
باور نمی کنید؟
باید کار دیگری میکردم که باورتون نمیشه؟
ننوشتن در اینجا از تنبلی نیست بلکه از بی جنبگی خوانندگان است.
تصمیم گرفتن برای دفاع، حمله کنم. یا به قول بعضی ها فرار به جلو بکنم.
قابل توجه اونهائی که شماره یا آی دی می گذارند: هرگز میلی از من نخواهید گرفت چه رسد به اس ام و اس و تلفن و از این حرفها.
اما به مناسبت عید نوروز به یکی از کامنت گذاران عزیز که علاقه مند باشد زنگ خواهم زد!
خوبه؟
منتظر شماره تون هستم.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 23:34  توسط ندا امامی  | 

به دلیل درخواست بیشمار خوانندگان این وبلاگ، مجبور شدم جدید عکس خودم را اینجا منتشر کنم
ولی لطفا تو خیابون اگر منو دید نیایید جلو برای سلام و علیک و . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 12:42  توسط ندا امامی  | 

جهانی شدن تجارت سکس

*«به توسعه فقر و انحطاط انسان در سرمایه داری وحشی بیندیشیم»

از ریچارد پولین

برگردان: ب. کیوان

مقدمه

اکثریت بسیار بزرگ تحلیل‌های جهانی شدن سرمایه‌داری معاصر جنبة سیاره‌ای صنعت تجارت سکس را در نظر نمی‌گیرد (1). این بخش از اقتصاد جهانی در توسعة کامل که از جابجایی بسیار مهم جمعیت بوجود می‌آید و سودها و درآمدهای باورنکردنی پدید می‌آورد، ويژگی‌های اساسی و بی سابقة مرحلة جدید اقتصاد سرمایه‌داری را به نمایش می‌گذارد. رشد برق آسای آن بطور جدی حقوق اساسی بشر، به ويژه حقوق زنان و کودکان را که به کالاهای سکسی تبدیل شده‌اند، زیر سئوال برده است. دینامیک کار چنین است که سازمان‌های بین‌المللی از 1995، پس از تحلیل و گفتمانی که افشاگر بدترین نتیجه‌های جهانی شدن بازار سکس است، موضع‌هایی را پذیرفتند که به آزادسازی روسپی گری و بازارهای سکس گرایش دارد. در حقیقت، آنچه سازمان جهانی تجارت (OMC) به نفع جهانی شدن نولیبرالی از آن دفاع می‌کند، اکنون جای ارگان‌های گوناگون اروپایی و بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد را، در قلمرو بهره برداری جنسی از زنان و کودکان گرفته است.

صنعتی شدن تجارت سکس و کالایی شدن

  جهانی شدن سرمایه‌داری امروز به «کالایی شدن» بی‌مانند وجودهای بشری در تاریخ نیاز دارد. طی 30 سال دگرگونی بسیار فاجعه بار تجارت سکس به صنعتی شدن، مبتذل شدن و انتشار پرحجم آن در مقیاس جهانی انجامیده است (2). این صنعتی شدن همزمان قانونی و غیرقانونی که میلیاردها دلار (3) درآمد ببار می آورد، بازار مبادله‌های سکس را رونق داده که در آن میلیون ها زن و کودک به کالاهایی با مشخصه سکس تبدیل شده‌اند. این بازار از توسعة پرحجم روسپی گری (مخصوصاً در نتیجه حضور نظامیان درگیر جنگ و یا اشغال سرزمین ها) (4) به ويژه در کشورهای تازه صنعتی شده، از توسعة بی سابقه صنعت توریستی (5)، پیشرفت و عادی سازی هرزه نگاری (6)، بین‌المللی شدن ازدواج‌های هدایت شده (7) و همچنین نیازهای انباشت سرمایه بوجود آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 15:11  توسط ندا امامی  | 

شکار لحظه . . .

Free Image Hosting
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 14:49  توسط ندا امامی  | 

مدل مو


تو فکر مدلی برای موهام بودم. این رو کشف کردم.
فکر کنم بهم بیاد.
شما هم اگر دنبال مدل مو هستید. این ایت رو ببینید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 12:53  توسط ندا امامی  |